خرید بک لینک

شبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را کسی اینجا نمی فهمد من و حالِ خرابم را اگر چه سخت بیزارم ازاین تقدیرِ سَرخورده ولی میگیرم از دنیا همه حق و حسابم را شدم مأیوس باظلمی که ازاطرافیان دیدم همان هایی که میدیدندغَمِ پشتِ نقابم را چراسهم من ازدنیا عذاب و دل شکستن شد!؟ کسی می داند آیا این سوالِ بی جوابم را!؟ میان عقل و احساسم همیشه دل موفق شد... به شدّت می دهم دائم تقاصِ انتخابم را هجوم واژه ها در ذهن و دستی بر قلم دارم «که تسکین می دهد داروی شعرم اضطرابم را»

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 8:38

بعدتو باران فقط آب است و بسنیا باران             نیا باااااااارااااانزمین جای قشنگی نیست.....................ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1396 ساعت: 5:22

شبی حتما...شبی  شاید رها کردم جهانِ چون سرابم راکسی اینجا نمی فهمد من و حالِ خرابم رااگر چه سخت بیزارم ازاین تقدیرِ سَرخوردهولی  میگیرم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1396 ساعت: 5:22

سلام خوبی؟حالت خوبع؟؟ اینم سومین ماه رمضون سالگرد رفتنت خیلی بهم سخت گذشتع تو این سه سال خیلی کاش هیچوقت نمیرفتی پروانه م هنوزم عاشقتم میرم عکساتو میبینم(بهت تبریک میگم دوم جشنواره شدی،کتاب ترجمه کردی)امیدوارم بزودی همو ببینیم دوباره دارم همچیو میسازم واسع دوبارع داشتنت اینده خوبی تو راهه من که خیلی امیدوارم خدایا به حق همین شبهای قدر مارو بهم برسونه الهی امین ❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-ادامه مطلب

برچسب: عاشقتم,پروانه, نویسنده: النا فلاح تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:13

نمیدونم واقعا کجای زندگیم،چکار دارم بازندگیم میکنم یا چکار باید بکنم شاید حسرتای زندگیم دارن تکراری میشن یا دارم بهشون عادت میکنم روزها ،هفته ها ،یا شایدم ثانیه ها و دقیقه ها دارن جلوی چشمامم پرپر میشن ولی هیچ تلاشی واسشون نمیکنم ،خیلی وقته منتظر این فرصت بودم که بشینیم درسامو بخونم ولی حالا که به این فرصت های خوب رسیدم قدرشونو نمیدونم .. آگه باهم این6ماه میشه طلایی ترین 6ماه زندگیم از فرش به عرش میرسم خدایا کمکم کن خدایا...

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:33

در خاطرش جایی دارم...

دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی

جواب سلامم را هم نمی دهد

دلم تنگ همان کسی است که وَقتی

از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند

دلم تنگ است...تنگ

نمیدانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:33

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ابتدای يك پريشاني است حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهايم بی تو باراني است حرفش را نزن آرزو داري كه ديگر برنگردم پيش تو راهمان با اينكه طولانی است حرفش را نزن دوست داری بشكنی قلب پريشان مرا دل شكستن كار آسانيست حرفش را نزن عهد كردی با نگاه خستهای محرم شوي گر نگاه خسته ما نيست حرفش را نزن خوردهای سوگند روزی عهد ما را بشكنی اين شكستن نامسلمانيست حرفش را نزن حرف رفتن ميزني وقتي كه محتاج توأم رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:33

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ابتدای يك پريشاني است حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهايم بی تو باراني است حرفش را نزن آرزو داري كه ديگر برنگردم پيش تو راهمان با اينكه طولانی است حرفش را نزن دوست داری بشكنی قلب پريشان مرا دل شكستن كار آسانيست حرفش را نزن عهد كردی با نگاه خستهای محرم شوي گر نگاه خسته ما نيست حرفش را نزن خوردهای سوگند روزی عهد ما را بشكنی اين شكستن نامسلمانيست حرفش را نزن حرف رفتن ميزني وقتي كه محتاج توأم رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:33

هیچوقت با دل آدم های مهربون بازی نکنید

چون نمیتونن انتقام بگیرن

نه دلشون میاد

نه راهشو بلدن

...

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:33

منو تو توی این دنیا یه درد مشترک داریم دوتامون خسته ی دردیم...رو قلبامون ترک داریم منو تو کوه دردیمو یه گوشه زخمی افتادیم... داریم جون میکنیم انگار رو زخمامون نمک داریم تموم زندگیمون سوخت...تموم لحظه هامون مرد... هوای عاشقیمونو هوای بی کسیمون برد... منو تو مال هم بودیم... منو تو جونه هم بودیم... خُره افتاد به جونمون...تموم جونمونو خورد منو تو توی این دنیا اسیر دست تقدیریم همش دلهره داریمو با این زندگی درگیریم نفس که میکشیم انگار دارن شکنجمون میدن داریم آهسته آهسته تو این تنهایی میمیریم شدیم مثل یه دیواری که کم کم داره میریزه هوای خونمون سرده...مثه غروب پاییزه تقاص چیو ما داریم به کی؟ واسه چی پس میدیم؟ آخه واسه ما این روزا چرا انقد غم انگیزه؟....ادامه مطلب

برچسب: osji mexico,osji cambodia,osji jaguar, نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 4:45

بــــه جــــرم دوســــت داشتــــن تو میخــــوان مجــــازاتم کنــــنمیخــــوان کــــه از دنیــــای تو بــــی حرکت مــــاتم کنــــنبــــه هــــر دری کــــه میزنــــم هیشکــــی جوابــــم نمیــــدههیشکــــی نشــــونه ای به ایــــن حــــالِ خــــرابم نمیــــدهزنــــده بــــه گورمــــم کنــــن مــــن از تــــو دست نمیکشــــمدنیــــا بخــــواد فاصلــــه شــــه اونــــو به آتیــــش میکشــــمبــــاور نمــــیکنم دلــــت بــــدون من سفــــر کنــــهواســــه زمین خــــوردنِ مــــن یــــه شهــــرو با خبر کنــــهادامه مطلب

برچسب: به جرم دوست داشتن تو,به جرم دوست داشتن تو حمید عسگری,به جرم دوست داشتن تو اینجوری تحقیر بشم, نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 4:45

وقتی میفهمی عاشقیِ چشمارو بی خواب میکنی دریا رو آتیش میزنی ، ابرا رو بی تاب می کنی وقتی فقط اونو می خوای ماهو نشونه می کنی میری تو قلب آسمون صبرو دیوونه میکنی وقتی میبینی عاشقی دنیا رو میریزی به پاش طلا رو قیمت میذاری با برق ناز خنده هاش وقتی میفهمی عاشقی میری سراغ پنجره قلبتو میسپاری دس قصه و عشق و خاطره وقتی میفهمی عاشقی سوار رویاها میشی میری تا جاده های دور ، اون بالاها خدا میشی ادامه مطلب

برچسب: وقتی میفهمی عاشق شدی, نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 4:44

یه غصه هایی هست نه فریاد می شه که بزنیش نه اشک میشه بریزیش مثل یه دنده شکسته هر دمت رو درد می کنه چشم هاتو تار می کنه یه غصه هایی هست که کهنه نمی شه عادت نمی کنی بش یه غصه هایی هست یه غصه هایی هست...ولی درست میشه خداخیلی بزرگه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 4:44

دلم میخوادوقتی میای کوچه روآب پاشی کنم رودیوارای شهرمون عکستو نقاشی کنم دلم میخوادوقتی میای توکوچه قربونی کنم صحن وسرای خونه روبرات چراغونی کنم دلم میخوادوقتی میای یه عالمه گل بیارم یه شاخه ازاون گل هاروتوباغ قلبت بکارم دلم میخوادوقتی میای بدی هاروخط بزنم ادامه مطلب

برچسب: وقتی میای صدای پات,وقتی میای صدای پات متن,وقتی میای, نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 4:44

من احساسیم درک من مشکلهعجینم با هرچی به جزحوصلهیه وقتایی که پرت و ناراحتمنباید برنجی که کم صحبتمهمیشه باهام سرد بودن همهیه کم خوبی هم دارم اما کمهپر از عشق و احساس بی منتمباهام خوب باشی باهات راحتماگه پا به پام راه بیای بی دریغصبوری کنی و پریشون نشیبتونی بمونی قسم میخورمکه از اعتمادت پشیمون نشی ادامه مطلب

برچسب: بتونی بمونی قسم میخورم, نویسنده: النا فلاح تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 4:44

صفحه بندی